![]() |
توجه! فروشندگان کتاب، هزینه چاپ، توزیع و حمل آنرا دریافت میدارند. نویسنده را صناری عاید نمیشود. اگر یک شاهی از بابت فروش این کتاب به حسابم واریز گردد، بیدرنگ به برگزار کنندگان (یادمان قتل عام زندانیان سیاسی) پرداخت خواهد شد!
جمهوری جنایت محمود خاور گفتاری از نویسنده |
کتاب جمهوری جنایت خاطرات تکاندهنده ای از زندانهای رژیم جمهوری اسلامی را بازگو میکند. من در دهه شصت، بیش از چهار سال از زندگیم را در زندانهای قزلحصار و شهرستان بندر ماهشهر گذراندهام. در این کتاب در حد توان کوشش شده فجایع و جنایت رژیم جمهوری اسلامی بدون کم وکاست بقلم کشیده شود. از آنجایی که خاطرات زندان بخشی از تاریخ سیاسی مبارزاتی این میهن است، لذا باید هر چه شفافتر و گویاتر در اختیار مردم قرار گیرد. بیگمان تراژدی بهمن ماه سال پنجاه و هفت یک اتفاق ناگهانی نبود بلکه ریشه در دهه ها و حتی سده های گذشته داشته. دیکتاتورهای پیشین چنان فضای جامعه را به خفقان کشیده بودند که عنصر آگاهی از میان توده ها رخت بربسته بود. ما در جستجوی آزادی چنان به بیراهه میرفتیم که یا به حجره های تاریک حوزه ها سر میکشیدیم و یا در مساجد و حسینیه ها جمع میشدیم. عجبا، حسینیه که جایگاه تبلیغ خونریزی، قصاص، انتقامگیری و رواج فرهنگ کینه توزی در جامعه است، پایگاه روشنفکران ما شده بود. درست زمانیکه دنیای مدرن، مکتب را از سیاست زدوده بود، ما به شعار زشت «دیانت عین سیاست و سیاست عین دیانت است» روی آوردیم. افریت ناآگاهی که خود مولود استبداد و دیکتاتوری بود، سرانجام به شکوفه اهریمنی نشست و فرد حجره نشینی را که نماد جهل، خرافات، عقب ماندگی و کینه توزی بود بر سریر قدرت نشاند و به قداست رساند. قدیسان ریاکاری که تا آنزمان در خلوتکده حوزه های متروکه جا خوش کرده و مروج خرافات و جن گیری بودند، بناگاه از حجرهها جستند و جنایت دهه شصت را بوجود آوردند. امروز هرگاه که مبارزات این نسل را در برابر یکی از پلیدترین و فاشیست ترین رژیمهای خاورمیانه میبینم و فریاد آزادی آنها را بر سر هر کوی و برزنی میشنوم، رنج و شکنج خود را از یاد برده و اشک شوق بر گونه هایم جاری میگردد. بر آنهایی که به زندان افتادند، شکنجه و تحقیر شدند، در میدانهای تیر و بر سر دارها لبخند زدند و مژده آزادی دادند درود میفرستم. اطمینان دارم که هرگز خون جانباختگان و رنج و شکنج زندانیان سیاسی بهدر نرفته است. بی گمان آینده سیاسی این ملت به هر سوی که میل کند، رهایی مردم از عبودیت مکاتب جهل، دمکراسی و آزادیهای فردی را به ارمغان خواهد آورد و لبخند جانباختگانمان گلخندی بر لبان مردم خواهد بود.
زندانی سیاسی، آزادی، هندیجان، بوشهر،تهران، رشت، مازندران، ساری، تبریز، آذربایجان،شکنجه،آزار بهائیان،رودخانه زهره،احمدی نژاد، خمینی، کروبی،موسوی، زنان، حجاب،زن ستیزی،پیامبر اسلام، امام علی، امامان شیعه،خاطرات زندان،زندان اوین، اهواز،سربندر، بندر شاهپور،لنج ، قایق،لاریجانی،تجاوز جنسی،شاملو،ترانه، قصاص، ناله،تیرباران،زندانیان سیاسی در ماهشهر، بند 249،ولایت فقیه، فقیه عالیقدر پاسداران انقلاب، جنایات دهه شصت، خراسان مشهد، جنایت مقدس، قدیسان جنایتکار، امام محمد غزالی، مدرنیته، جدال سنت و مدرنیته، زنان محمد، زنان پیامبر، طاغوت و یاغوت، حوزه دانشگاه مدرسه، بندرعباس، بلوچستان، زاهدان، قصرشیرین، مهاباد، کردستان، خلخالی، موسوی اردبیلی، صانعی، ریشهری، لاجوردی، کچوئی، مقتدایی، ذندیق، کمیته انقلاب، باباخانی، افسر بختیاری، عاشورا و تاسوعا، روح الله خالقی، بنان، داریوش، کورش، ایرج، مرضیه، حمیرا، مهستی، هایده، اهدیه، فروغ فرخزاد، فریدون فرخزاد، علی شریعتی، جلال آل احمد، گلپا، نی داود، صبا، بیژن ترقی، حسین یاحقی، پرویز یاحقی، مجید وفادار، گلها، رادیو بی بی سی، ندا آقاسلطان، زندانیان سیاسی ایران، در شکنجه گاهها چه گذشت، دادسرای بندر ماهشهر، دیوان لاهه، قلیه ماهی، سبزی پلو، آش رشته، زینب فاطمه، رفسنجانی، باهنر، محمد خاتمی، داریوش پروانه فروهر ، مختاری، دکتر کاظم سامی، اردشیر زاهدی، عباس هویدا، سازمان پیکار، سازمان فدائیان اکثریت، سازمان فدائیان اقلیت، سازمان مجاهدین خلق، گروه اشرف، حزب توده ایران، حزب کمونیست کارگری، دستگیری بیهوده، امام امت، حکومت جهل، |
|