بخشهایی از کتاب جمهوری جنایت


ترانه های زندان

بر بهائیان چه رفت

 

 

بیشتر در آینده


تیترهای کتاب جمهوری جنایت


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تهیه کتاب با تخفیف در آمازون

Amazon.com آمریکا
Amazon.ca کانادا
Amazon.uk انگلیس
Amazon.fr فرانسه
Amazon.de آلمان
Amazon.jp ژاپن
Amazon اسکاندیناوی


کتابفروشیهای جهانی

Barnes & Noble
Borders
Books-A-Million
Major Bookstores


توزیع کنندگان جهانی با تخفیف برای کتابفروشیهای معتبر ایرانی

Ingram
Baker & Taylor
Bertrams
Gardners
NACSCORP
Espresso Book Machine
Adlibris.com
Bertrams
Blackwell
Book Depository
Coutts
Mallory International
Paperback Shop
Eden Interactive Ltd.
Aphrohead


کشورهای افغانستان، تاجیکستان، ازبکستان (سمرقند و بخارا) و کشورهای کناره خلیج فارس میتوانند کتاب را از آمازون لندن و یا از کتابفروشیهای محل سکونت خود دریافت دارند


توجه!

فروشندگان کتاب، هزینه چاپ، توزیع و حمل آنرا دریافت میدارند. نویسنده را صناری عاید نمیشود. اگر یک شاهی از بابت فروش این کتاب به حسابم واریز گردد، بیدرنگ به برگزار کنندگان (یادمان قتل عام زندانیان سیاسی) پرداخت خواهد شد!

جمهوری جنایت
خاطراتی از زندانهای رژیم جمهوری اسلامی ایران
چاپ دوم
زمستان 1388

محمود خاور

گفتاری از نویسنده

کتاب جمهوری جنایت خاطرات تکاندهنده ای از زندانهای رژیم جمهوری اسلامی را بازگو میکند. من در دهه شصت، بیش از چهار سال از زندگیم را در زندانهای قزلحصار و شهرستان بندر ماهشهر گذرانده­ام. در این کتاب در حد توان کوشش شده فجایع و جنایت رژیم جمهوری اسلامی بدون کم وکاست بقلم کشیده شود. از آنجایی که خاطرات زندان بخشی از تاریخ سیاسی مبارزاتی این میهن است، لذا باید هر چه شفافتر و گویاتر در اختیار مردم قرار گیرد. بیگمان تراژدی بهمن ماه سال پنجاه و هفت یک اتفاق ناگهانی نبود بلکه ریشه در دهه ­ها و حتی سده های گذشته داشته. دیکتاتورهای پیشین چنان فضای جامعه را به خفقان کشیده بودند که عنصر آگاهی از میان توده ها رخت بربسته بود. ما در جستجوی آزادی چنان به بیراهه میرفتیم که یا به حجره های تاریک حوزه ها سر  میکشیدیم و یا در مساجد و حسینیه ها جمع میشدیم. عجبا، حسینیه که جایگاه تبلیغ خونریزی، قصاص، انتقامگیری و رواج فرهنگ کینه توزی در جامعه است، پایگاه روشنفکران ما شده بود. درست زمانیکه دنیای مدرن، مکتب را از سیاست زدوده بود، ما به شعار زشت «دیانت عین سیاست و سیاست عین دیانت است» روی آوردیم. افریت ناآگاهی که خود مولود استبداد و دیکتاتوری بود، سرانجام به شکوفه اهریمنی نشست و فرد حجره نشینی را که نماد جهل، خرافات، عقب ماندگی و کینه توزی بود بر سریر قدرت نشاند و به قداست رساند. قدیسان ریاکاری که تا آنزمان در خلوتکده حوزه های متروکه جا خوش کرده و مروج خرافات و جن گیری بودند، بناگاه از حجرهها جستند و جنایت دهه شصت را بوجود آوردند.
زندانیان سیاسی در دهه شصت اولین کسانی بودند که زندان، شکنجه و طناب دار را بجان خریدند. آنها خلیفه گریِ ولایت فقیه و فعل زشت امامبازیی که قرنها بر روی آن سرمایه گذاری شده بود را افشا نموده و قداست شکنی کردند. بیهوده نیست که حتا بقایای این رژیم از زندانیان دهه شصت کینه بدل دارند. 
بدبختانه هرگاه نامی از زندان و شکنجه بمیان میآید، بیدرنگ زندانهای مخوف اوین و قزلحصار در نظرها مجسم میگردد. در دوران حکمرانی ولایت فقیه، ایران ماتمزده سراسر شکنجه گاه و قتلگاه امام شده بود. من هم در زندان قزلحصار و هم در زندان شهرستان زندانی بوده ام . کتاب جمهوری جنایت نشان میدهد که شقاوت و ددمنشی شکنجه گران در شهرستانها نه تنها از اوین کمتر نبوده بلکه در بسیاری موارد از آن بیشتر بوده است. در شهرهای کوچک تعصبات مذهبی و تعلقات قومی یک سبعیتی در کینه کشی و شکنجه گری بوجود آورده بود که مشابه آن در تاریخ کمیاب است. شاید بتوان این شکنجه گران را با یک فرد روانی، خونریز، وحشی و جنایتکاری بنام مختار ابن ابوعبیده ثقفی که سرانجام سر به جنون کشید و جنایت آفرید، قیاس کرد. روح مختار در کالبد هر شکنجه گری حلول کرده و ندای یا رب المنتقم آنان وحشتی بی مانند در جامعه بوجود آورده بود.        
از آنجایی که من در هیج حزب، سازمان سیاسی، مکتبی و صنفی عضویت نداشته ام لذا در این کتاب نه از گروهی تمجید شده و نه گروهی دیگر تحقیر گردیده، بلکه رویدادهای زندان به همان تسلسلی که روی داده بر صفحات کتاب جاری گردیده است.
کتاب جمهوری جنایت یک وقایع نگاری ساده، داستانسرایی و رومانویسی نیست. بلکه جنایاتی که سر دمداران رژیم اسلامی در ایران مرتکب شده اند را با زمینه های تاریخی، مذهبی و فرهنگی آن ارائه داده است. جدال سنت و مدرنیته نیز در رابطه با رویدادهای زندان پیگیری شده است. ما بدبختانه ضعفهای تاریخ ایران را نشناخته بودیم، حتا گاه به این ضعفها بیهوده افتخار میکردیم. ما به جای خرافه زدایی از مکتب و مذهب خویش، از جنایتکاران قبایل وحشی قهرمان میساختیم. این عدم آشنایی با تاریخ و مذهب، ما را در یک سراشیب و اُفت اجتماعی کشیده است. ما در رژیم قبلی چنان به پسرفت اجتماعی افتاده بودیم که ملایان عقب مانده، خرافاتی و جاهلی که میبایست در یک دادگاه جنایی به شکل علنی محاکمه گردند، زندانیان سیاسی ما شده بودند. ملتی که نتواند تاریخش را به محاکمه و مذهبش را به نقد کشد زیبنده عقب ماندگی است.
در کتاب جمهوری جنایت سیستم قضایی اسلامی که بر اساس آن شکنجه گاهها و قتلگاهها دایر گردیده بررسی شده است. زیربنای قوانین «شریعه» که بر مبنای آن دست آخوندها برای ارتکاب هر جنایتی باز شده است، آورده شده. زشتترین و مخوفترین شکنجه ها تحت نامهای دنیای جاهلیت مانند «حد»، «تعزیر» و« قصاص» در زندانهای رژیم اسلامی بکار گرفته شده که پیرو آن پاکترین و شایسته ترین افراد این ملت طعمه جهل ملایان حوزوی شده اند و این روند جنایت تا به امروز ادامه دارد.
اگر چه در دهه شصت نسل ما نسلی صادق، فداکار و مبارزی بود که در جستخوی دنیایی بهتر برای نسلهای آینده برآمده بود، اما بدبختانه عدم آگاهی، ما را به بیراهه میبرد. ما بجای مبارزه سیاسی، به خشونت سیاسی و به جای اندیشه سیاسی، به جزمیت مکتبی روی آورده بودیم. باید به جرأت اعتراف کرد که نسل ما، جهنم «ولایت مطلقه فقیه» را برای این نسل به ارمغان آورده است. یکی از اهداف کتاب جمهوری جنایت جلوگیری از تکرار اشتباهات است، همچنانکه در تاریخ ایران هر نسلی اشتباهاتش را به نسل بعدی منتقل نموده است.

امروز هرگاه که مبارزات این نسل را در برابر یکی از پلیدترین و فاشیست ترین رژیمهای خاورمیانه میبینم و فریاد آزادی آنها را بر سر هر کوی و برزنی میشنوم، رنج و شکنج خود را از یاد برده و اشک شوق بر گونه هایم جاری میگردد. بر آنهایی که به زندان افتادند، شکنجه و تحقیر شدند، در میدانهای تیر و بر سر دارها لبخند زدند و مژده آزادی دادند درود میفرستم. اطمینان دارم که هرگز خون جانباختگان و رنج و شکنج زندانیان سیاسی بهدر نرفته است. بی گمان آینده سیاسی این ملت به هر سوی که میل کند، رهایی مردم از عبودیت مکاتب جهل، دمکراسی و آزادیهای فردی را به ارمغان خواهد آورد و لبخند جانباختگانمان گلخندی بر لبان مردم خواهد بود.  

 

 

 

 

زندانی سیاسی، آزادی، هندیجان، بوشهر،تهران، رشت، مازندران، ساری، تبریز، آذربایجان،شکنجه،آزار بهائیان،رودخانه زهره،احمدی نژاد، خمینی، کروبی،موسوی، زنان، حجاب،زن ستیزی،پیامبر اسلام، امام علی، امامان شیعه،خاطرات زندان،زندان اوین، اهواز،سربندر، بندر شاهپور،لنج ، قایق،لاریجانی،تجاوز جنسی،شاملو،ترانه،

قصاص، ناله،تیرباران،زندانیان سیاسی در ماهشهر، بند 249،ولایت فقیه، فقیه عالیقدر

پاسداران انقلاب، جنایات دهه شصت، خراسان مشهد، جنایت مقدس، قدیسان جنایتکار، امام محمد غزالی، مدرنیته، جدال سنت و مدرنیته، زنان محمد، زنان پیامبر، طاغوت و یاغوت، حوزه دانشگاه مدرسه، بندرعباس، بلوچستان، زاهدان، قصرشیرین، مهاباد، کردستان، خلخالی، موسوی اردبیلی، صانعی، ریشهری، لاجوردی، کچوئی، مقتدایی، ذندیق، کمیته انقلاب، باباخانی، افسر بختیاری، عاشورا و تاسوعا، روح الله خالقی، بنان، داریوش، کورش، ایرج، مرضیه، حمیرا، مهستی، هایده، اهدیه،  فروغ فرخزاد، فریدون فرخزاد، علی شریعتی، جلال آل احمد، گلپا، نی داود، صبا، بیژن ترقی، حسین یاحقی، پرویز یاحقی، مجید وفادار، گلها، رادیو بی بی سی، ندا آقاسلطان، زندانیان سیاسی ایران، در شکنجه گاهها چه گذشت، دادسرای بندر ماهشهر، دیوان لاهه، قلیه ماهی، سبزی پلو، آش رشته، زینب فاطمه، رفسنجانی، باهنر، محمد خاتمی، داریوش پروانه فروهر ، مختاری، دکتر کاظم سامی، اردشیر زاهدی، عباس هویدا، سازمان پیکار، سازمان فدائیان اکثریت، سازمان فدائیان اقلیت، سازمان مجاهدین خلق، گروه اشرف، حزب توده ایران، حزب کمونیست کارگری، دستگیری بیهوده، امام امت، حکومت جهل،